پیام تبریک

پیام تبریک رئیس انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران، به رئیس اولین دانشکده کتابداری و اطلاع رسانی

 

 

 

استادگرانمايه جناب آقاي دكتر غلامرضا فدائي با سلام و احترام ؛ بدينوسيله از طرف خود و همكاران ارجمندم در انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران، انتصاب شايسته حضرتعالي را از سوي رئيس محترم دانشگاه تهران، به عنوان مسئول نخستين دانشكدة علوم كتابداري و اطلاع رساني، تبريك و تهنيت عرض مي كنم. اين انتصاب فرخنده را در آغاز ماه مبارك رمضان، به فال نيك مي گيرم و آرزو مي كنم با همت جنابعالي و حمايت همه جانبه تمامي علاقه ‌مندان بويژه صاحب نظران، دانش آموختگان و اعضاي محترم هيأت علمي گروه ‌هاي كتابداري و اطلاع­رساني از راه اندازي و توسعه اين دانشكده، گام هاي سازنده‌ ‌‌اي در جهت ارتقاي رشته و تربيت نيروي انساني كارآمد و مورد نياز جامعه، در زمينه­هاي گوناگون برداشته شود. با احترام مجدد سعيد رضائي شريف­آبادي رئيس انجمن كتابداري و اطلاع­رساني ايران

تاریخ ریاضیات

نقش تاریخ ریاضیات در آموزش ریاضیات

چکیده

هدف از نوشتن این مقاله صرفا بیان تاریخ سرگذشت ریاضیات نیست که این مطالب جداگانه در کتب مختلف بیان شده اند بلکه اهمیت نوشتن تاریخ ریاضیات و چگونگی آن به زبانی ساده و قابل فهم در کتب ریاضی برای دانش آموزان برای ایجاد انگیزه و اشتیاق بیشتر به درس ریاضی که بدون این مقدمات درس ریاضی نه تنها برای دانش آموزان شیرین نیست بلکه سخت و دشوار وبدون جاذبه به نظر می رسد و از طرفی بعضی مسائل مهم که جزء کابردهای آن در مسائل زندگی است را فرا می گیرند و از طرف دیگر این سئوال که ریاضی به چه درد آنان می خورد را نیز تا حدودی پاسخگو است و سعی شده با ارائه چند مثال این مطالب روشن تر شود.

 واژه های کلیدی :

                       ریاضی – تاریخ – دانش آموز

        

مقدمه

پیشترفت هر جامعه در هر زمینه ای به این بستگی دارد که از تاریخ آن زمینه، در جهان و کشور خود آگاهی داشته باشیم زیرا تاریخ انگیزه ای برای دست یافتن جوانان به نکته های تازه است فایده آشنایی با تاریخ ریاضیات این است که اعتماد به خود را به ما باز می گرداند.

تاریخ همه چیز را به ما می آموزد بسیار جالب است که بتوانمیم سر چشمه کشف های مهم را پیدا کنیم ، به ویژه کشفهایی که با نیروی اندیشه و نه به تصادف انجام گرفته اند.

تاریخ نه تنها از این جهت جالب است که پاداش هر کس را در حد کارش به او میدهد و دیگران را بر می انگزید تا به جمع اندیشمندان بپیوندند بیش از همه این اهمیت را دارد که آشنایی با روشهای مربوط به این نمونه های مهم در تکامل هنر کشف کردن، نقش اساسی بر عهده دارد .

نقش تاریخ ریاضیات

تاریخ نقش ریاضیات را در ساختمان تمدن بشری نشان میدهد ، دیدگاه فلسفی ما را دقیق تر و عملی تر می کند و موجب نزدیکتر شدن انسان به شناخت طبیعت و جامعه و قانون های حاکم بر آن ها می شود.

تاریخ انسان بودن ریاضیات را هم منعکس می کند و نشان میدهد که هیج ملت یا نژادی برگزیده نیست و انسان در هر کجای دنیا و از هر قومی که باشد انسان است و برای بهتر شدن شرایط زندگی خود و انسان های دیگر چه در عمل و چه در اندیشه تلاش می کند تاریخ به ویژه تاریخ دانش، روحیه همدردی و هم کاری با دیگر ملت ها را تلقین می کند.

تاریخ ریاضیات نشان میدهد که بر خلاف تبلیغ نیروهای ضد بشری، انسان در هیچ دوره ای و در هیچ منطقه ای وحشی نبوده است و همیشه و در هر حال و با وجود نیروهای اهریمنی زور و تعبد برای پیشترفت خود و زندگی بهتر انسانهای مبارزه کرده است.

تاریخ گذشته ریاضیات ما را قانع می کند که کشف های ریاضی تصادفی ، جدا از هم و محصول نبوغ افراد یا ملت خاص نبوده است و نشان میدهد که تکامل ریاضیات قانونمند است و به همین دلیل بررسی و مطالعه آن راه امروز و فردای ما را روشن می کند.

درس تاریخ می آموزاند، بین پدیده های تجربی و ساختاری ریاضی بستگی نزدیکی وجود دارد و با کشف های فیزیکی معاصر تأیید می شود.

  یکی از اصولی که مخصوصاً در یادگیری و علاقه دانش آموزان به درس ریاضی نقش عمده ای را ایفا می کند بیان و مطالعه کابردهای مسائل مختلف ریاضی و نیز ریشه های تاریخی پیشترفت ریاضی است با یاری گرفتن از تاریخ و کابردی که ریاضیات در عمل دارد از یک طرف اعتقاد دانش آموز را نسبت به خودش تحکیم بخشید و از طرف دیگر کشش در کار او بوجود آورد و به تدریح و آرام آرام او را به سمت راه درست فکر کردن رهنمون شد و این همان راهی است که باید برویم و به نتیجه اش دل ببندیم. تردیدی نیست که روش اخیر دشواریهایی برای معلم به همراه دارد او باید دائماً مطالعه کند تاریخ ریاضیات را بشناسد و کاربرد آن را در عمل بداند او باید برای طرح هر موضوع نقشه ای داشته باشد. دربارة پرسشهایی که باید در کلاس بشود قبلاً اندیشیده باشد و غیر... ولی به هر حال این تنها راهی است که می تواند ما را به مقصد برساند.

نتیجه گیری

پس باید توجه به مطالب مطرح شده توجه ریشه های تاریخی ریاضیات نتایج زیر را به همراه دارد:

1- علاقه به ریاضیات را در دانش آموز افزایش میدهد و خود درس را دلچسب تر می کند.

2- نیروی خلاق دانش آموزان را تقویت می کند و انگیزه ای برای جسارت در کارهای علمی می شود.

3- معلم را در شناخت قابلیت های شاگردان خود راهنمایی می کند.

4- می توان برای تحقیق به عنوان بخشی از کار مستقل دانش آموز یا کار گروهی چند نفر از آنان استفاده کرد مثلاً در مورد کارهای بسیاری از ریاضیدانان که در زمینه دانش ریاضی ، زندگی خود را صرف کرده اند تحقیق کنند تا انگیزه و علاقه ای در آنان ایجاد شود و با شوق بیشتری به مطالعه ریاضیات بپردازند.

 

 

نقش تاریخ ریاضیات

پرورش خلاقیت و نقش تاریخ ریاضیات در آموزش ریاضیات

راههای پیشنهادی برای پرورش خلاقیت

مقدمه
طی دهة گذشته «خلاقیت در تعلیم و تربیت »بازار بسیار گرمی داشته است. گیلفورد در نطقی که پس از انتخابش به عنوان رئیس انجمن روان شناسی آمریکا در سال 1950 ایراد کرد، تقاضا کرد که در تحقیقات روانشناختی به «خلاقیت» توجه بیشتری مبذول شود. خوشبختانه بسیاری از روانشناسان به این درخواست پاسخ مثبت دادند و پژوهش خلاقیت در سالهای دهه 1960 و اوایل دهه 1970 واقعاً شکوفاگردید. افزون بر آن، پس از سکون مختصری به مدت یک دهه یا کمی بیشتر، روانشناسان علاقه ای مجدد به این پدیده ابراز کرده اند.
تعلیم و تربیت برای عملی کردن خلاقیت بایستی فرد را برای کاری آماده کند که هنوز وجود ندارد و ماهیتش را حتّی تصور هم نمی توان کرد. این امر تنها به این طریق انجام می پذیرد که به کودکان آموزش داده شود چگونه یاد بگیرند و به آنها نوعی انضباط فکری داده شود تا آنها را قادر سازد که اندوختة عقلی بشر را صرف مسائل تازه کنند .
قابل ذکر است، پیشنهاداتی که برای پرورش خلاقیت ارائه شده است، حاصل چند سال تلاش، مطالعه و تجربه اینجانب می باشد، با این امید که برای جامعه ای بهتر و سرافرازتر، خلاقیت را در نونهالان به فعلیت برسانیم.

تعریف خلاقیت 
برای مردم معانی زیادی دارد و تعاریف گوناگونی از آن شده است. بعضی بر این عقیده اند که خلاقیت قدرت ایجاد چیزی نو و یا ابداع عقیده ای که قبلا وجود نداشته است.
«مارکسبری» می گوید : نتیجه تولید خلاقیت تعیین کننده خلاقیت نیست و آن فقط موقعی نیست که فرد خلاق چیز جدید ارائه کند که قبلاً وجود نداشته است،، بلکه اختراع مجدد نیز نوعی خلاقیت محسوب می شود. یعنی اگر شخصی اختراعی کند، حتّی اگر این اختراع قبلاً شده باشد، باز خلاقیت نام دارد.
رایج ترین برداشت و تعـریفی که محـققین از خــلاقیت داشـته اند عـبارت است از : « ایجاد طرحی جدید، با ارزش و متناسب ».
«مزلو» خلاقیت را چنین تعریف می کند : خلاقیت در ابتدا از روان ناهشیار سرچشمه می گیرد … ایده های تازه (و یا نوآوری واقعی) است که با آنچه درحال حاضر وجود دارد . کاملاً متفاوت است.
«براون» نیز خلاقیت را به این صورت تعریف می کند: «خلاقیت» عبارت است از طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه قبلاً طی شده به طرزی نوین. «خلاقیت، یعنی کشف ناشناخته ها که
3 زمینه را در بر می گیرد، «هنر» ، «علم» ، «فنون و مهارتها» و تنها دانشمندان و هنرمندان نیستند که به خلق کردن چیزهای تازه می پردازند بلکه افراد عادی نیز با تغییر دادن و اصلاح کردن مهارتهایی که دارند می توانند به خلق کردن بپردازند.

اهمیت و ضرورت پرورش خلاقیت
درنظر بگیرید که انسان برای ادامة بقا و زندگی نیازهایی دارد و این نیازها به دلیل تغییر دائمی درخواست ها، تمایلات و روش های زندگی تغییر می کند، ازطرفی ، شرایط محیطی که انسان در آن زندگی می کند به طور روزمره در تغییر است . اگر انسان بخواهد برای نیازهای متغیر خود در شرایط جدید، از همان راه حل های قدیمی استفاده کند در نهایت روزی فرا می رسد که راه حل های کهنه پاسخگوی شرایط جدید نخواهند بود ودر این صورت ، بقای انسان به مخاطره
می افتد، افراد و جوامعی که نمی توانند برای مسائل جدید خود راه حلی بیابند محکوم به فنا هستند و از بین خواهد رفت .
پیداکردن راه حل های نو در همهء عرصه ها نیاز به انسان های خوش فکری دارد که آمادگی برخورد با این مسائل داشته باشند و قبلاً آن را فرا گرفته باشند .
بدین لحاظ اگر داشتن خلاقیت برای ادامهء زندگی ضروری است و از طرفی راه و روش آن آموختنی نیز هست، بهتر است زمینه های آن فراهم گردد و مهارت های لازم ان در زمان مناسب به افراد آموزش داده شود و زمان مناسب دوران کودکی می باشد که ذهن افراد در حال شکل گرفتن است و سنگ بنای اولیه تفکر در آن گذاشته می شود .

راههای پیشنهادی برای پرورش خلاقیت و رفتار خلاق در کودکان
1- فرصت هایی به امور پیش بینی نشده در برنامه ریزی خلاق اختصاص داده شود.
2- در گزینش و سازمان دهی برنامه ریزی آموزشی به تجارب اصیل، سیال و انعطاف پذیر که در اصل در برگیرنده سه اصل خلاقیت است، بیشتر توجه کنیم (با توجه به تجربیات آموختنی و سازمان دهی این تجربیات)
3- جذب دانش، توأم با تفکر نقادانه و تحلیل
4- سؤالات «غریب» ، «غیر معمول» و «عجیب» دانش آموزان را نباید نادیده گرفت.
5- سعی کنید در همه فکرها نکات مثبت را بیابید. به فکرها، سؤالات، برچسب «احمقانه»، «بد» و «نا مربوط» نزنید که باعث می شود دانش آموزان سؤالات بهتری مطرح نسازند.
6- بهترین روش این است که سؤالات «احمقانه و نامربوط» با مطالبی از سوی خود شما دنبال شود و از یاد گیرنده بخواهید در مورد مسئله بیشتر فکر کند.
7- به طور منظم به خلاقیت دانش آموزان خویش پاداش دهید. بسیاری از دانش آموزان نشان داده اند که با دریافت پاداش برای فعالیتهای خلاقانه، رفتار خلاقه اشان افزایش
یافته است.
8- از دانش آموزان خویش انتظار خلاقیت را داشته باشید و آن را طلب کنید.
9- از نظر نمره و امتیاز به «خلاقیت» باید امتیاز اضافی داد.
10- برای رفتارهای خلاق الگو نشان دهید.
11- آموزش مهارتهای جدید تا کودکان بتوانند به گونه ای خلاق، دنیا را سیاحت کند.
12- شکوفا کردن تصور و تخیل کودک
13- استفاده از روشهای حل مسئله حتّی در سنین پایین
14- کودکان پیش دبستانی خود آشکارا خلاق هستند، این گرایش طبیعی به جانب خلاقیت را سایرین تغییر ندهند.
15- آموزش انضباط فکری
16- پرورش تفکر واگرا
17- پرورش تفکر همگرا نیز نادیده گرفته نشود زیرا خلاقیت از طریق تولید واگرا و تولید همگرا ایجاد می گردد.
18- یادگیری بسیار مهم، ولی تفریحی و جالب باشد.
19- کودکان به عنوان افراد منحصر به فرد، قابل احترام و محبت قرار گیرند.
20- کودکان در محیط های آموزشی خود یادگیرنده فعال باشند.
21- فضای کلاس عاری از تنش و فشار باشد و کودکان در آن احساس آسایش و آرامش کنند.
22- کودکان در آموزشگاه احساس عزت نفس و ارزش معنوی داشته باشند.
23- مربیان منبع اطلاعات و هدایت هستند. کودکان باید برای مربیان احترام قائل شوند اما در حضور آنها احساس راحتی نمایند.
24- کودکان برای بحث بی پرده دربارهء مسائل با مربی یا همکلاسهای خود احساس آزادی نمایند.
25- همکاری همیشه بر رقابت ترجیح داشته باشد..
26- تجارب یادگیری حتی الامکان به تجارب دنیای واقعی کودکان نزدیک باشد.
27- از جمله عوامل بسیار مهم در یک محیط آموزشی، نقش الگوی مربیان است. مربیانی که در احساس کودکان شریک می شوند، خود را کامل نمی دانند و احترام عمیق برای آنها قائل هستند و رفتار آنها الگویی است از آن چه می گویند، و شوق همکاری در یادگیری و خلاقیت را در کودکان افزایش می دهند.
28- فضای فیزیکی محیط های آموزشی باید ایده برانگیز و متنوع باشد. وجود وسایل آموزشی لازم و دسترس کودکان به آنها نقش مهمی در پرورش خلاقیت کودکان دارد.
29- به کودک فرصت دهید تا بدون ترس از عواقب ارزشیابی به یادگیری، تفکر و
اکتشاف بپردازد.
30- از همسان سازی کودکان بپرهیزید (همسان سازی کودکان یعنی محدود کردن تجربیات و سوق دادن کودک به نحوهء تفکر همگرا)
31- یادگیری مشارکتی و گروهی
32- کم کردن حجم کتاب
33- به کارگیری تفکر، طراحی ذهنی، ردیابی ذهنی، هدف یابی در فرآیند یادگیری که منجر به پویایی ذهن شود.
34- یادگیری پویا (انعطاف پذیر، کاربردی و خلاق) باشد.
35- در برنامه ریزی آموزشی خلاق به کودکان فرصت انتخاب و پذیرش یک مفهوم
داده شود.
36- فرصت اظهار نظر یا رد آن مفهوم
37- فرصت تحلیل و بررسی کلیه رویکردها
38- پرورش کارکرد بخش راست و چپ مغز (بخش راست مغز مسئول فعالیتهای مربوط به تفکر واگرا، بخش چپ مغز مسئول فعالیتهای مربوط به تفکر همگرا)
39- اندازه گیری خلاقیت دانش آموزان از طریق آزمون تورنس که خلاقیت و نیز
پیشرفت تحصیلی مورد بررسی قرار می گیرد.
40- برنامهء «غنی سازی انفرادی» یک کوشش آموزشی بسیار شایسته برای پرورش خلاقیت است، که به طور مستقل و انفرادی در اختیار کودکان می گذارد.
41- کارآموزی برای «فرآیند پژوهی اختراع» (کودکان با خط سیر و روند فعالیتهایی که منجر به یک اختراع و پدیدآیی یک اثر بی همتا شده است، آشنا می شوند)
42- تأمین منابع (انسانی و مالی) مناسب و شایسته برای اجرای برنامه های ویژه خلاقیت (غنی سازی انفرادی، فرآیند پژوهی اختراع)
43- تهیه فهرستی از اختراعات که فرآیند اجرایی آنها در سطح درک و توانایی
کودکان است،
44- انتخاب و گزینش یک اختراع از میان فهرست مزبور براساس آمادگی فردی کودک
45- توضیح و تشریح جریان فرآیند شکل گیری آن اختراع به وسیله مربی
46- نظامدهی و ایجاد وحدت یافتگی مراحل متوالی فرآیند برای کودک
47- فراهم آوری وسایل و تجهیزاتی که بازآفرینی اختراع را توسط کودک تحقق بخشد.
48- اجرای فرآیند به وسیلهء کودک یا طی مراحل به طور گام به گام با نظارت دقیق مربی
49- قضاوت و ارزشیابی و نقد کودک درباره فرآیند یاد شده و بررسی و تحلیل آن
50- بررسی نتایج و تبعات فراگیر این اختراع و فرآیند آن در جنبه های گوناگون
51- استنباط جنبه های ارزشمند و مفید آن اختراع از لحاظ کاربردهای اجتماعی
52- درخواست از کودک برای اجرای فرآیند با شیوهء متفاوت
53- بررسی دیدگاه عمومی مردم و موضعگیری آحاد مردم درباره خلاقیت و پرورش آن
54- ارتقاء سطح آگاهی عموم مردم بر پایهء وضعیت عقیدتی موجود آنها دربارهء اهمیت و ضرروت خلاقیت و نقش حیاتی در پایداری و پیشرفت جامعه
55- آشنایی و تماس مستقیم مردم با کودکان خلاق و نیازهای آنها
56- آموزش اطلاعات و تجربیات مربوط به رفتار خلاق به منزلهء مواد اولیه
57- آموزش توجه به جزئیات موضوع، تصاویر و ...
58- ایجاد انگیزه و مرکز رغبت
59- کاهش اضطراب کودکان
60- شوخ طبعی
61- توجه به خلاقیت کودکان و قدردانی از ایده ها و تجربه های نوین
62- اعتدال در روابط عاطفی
63- عدم قضاوت زود هنگام بر روی یک موضوع ناآشنا
64- تقویت خود پنداره مثبت
65- عدم تکیه بر یادگیری حافظه ای و یادگیری کلیشه ای
66- استفاده از روش بارش مغزی (ذهن انگیزی)
67- تجارب دانش‎آموزان رابه موردخاص محدود نکنیم(کار بدیع و کار خلاق را تقویت کنیم)
68- تهیه فهرست مطالبی از سؤالات (چرا، کجا، چه موقع، چه کسی، چه چیزی، چطور)
ـ فهرستی از سؤالات بدین قرار تهیه گردد :
69- ترکیب کردن
70- اقتباس
71- تعدیل و تغییر
72- بزرگ کردن
73- استفاده های دیگر از اشیاء و پدیده ها
74- حذف کردن
75- تغییر دادن ترتیب ها
76- وارونه سازی
77- جایگزین کردن

78- ارتباط اجباری چیزهایی که معمولاً هیچگونه رابطه ای با یکدیگر ندارند.
79- آموزش همراهی بی ربط (قبلاً در روش های پرورش خلاقیت توضیح داده شده است)
80- آموزش معکوس سازی مسئله (قبلاً در روش های پرورش خلاقیت توضیح داده
شده است)
81- آموزش تداعی تصویر (قبلاً در روش های پرورش خلاقیت توضیح داده شده است)
82- تقویت کنجکاوی (پرسیدن، تقاضا و جستجوی اطلاعات جدید)
83- تقویت اعتماد به نفس
84- به تفاوتها احترام بگذارید، یعنی از رقابتها جلوگیری کنید (هر رقابتی صحیح نیست، بعضی از رقابتها اعتماد به نفس را از بین می برد)
85- رفتار آفرینندهء کودکان را سرمشق قراربدهیم.
86- بیش از اندازه از کودکان سؤال نکنیم (استقلال)
87- هنگامی که خودشان حضور دارند، در مورد آنها با دیگران صحبت نکنیم.
88- بگذاریم آنها خود پاسخگو باشند.
89- خیلی به آنها نه نگوییم.
90- کارها و رفتارهای خوب کودکان را توصیف کنیم.
91- به کودکان اجازه دهیم که شخصاً برای مشکلات راه حلی پیدا کنند.
92- کودکان را طوری تربیت نکنیم که تقلید کنند یا مثل هم فکر کنند.
93- به خاطر راستگویی آنها را تنبیه نکنیم.
94- به آنها یاد بدهیم که همیشه مطابق چهارچوب معینی حرکت نکنند چه موقع نقاشی یا داستان تعریف کردن ...
95- آنها را مورد انتقاد قرار ندهیم و ارزش کار آنها را کم نکنیم.
96- به بهانه کثیف شدن از کشف کردن چیزها جلوگیری نکنیم.
97- یاد بدهیم که همیشه ممکن است بزرگتر ها درست فکر نکنند.
98- برای راه حل های آنها ارزش و اعتبار قائل شویم.
99- ایجاد فرصت هایی جهت بازی های تخیلی و بازی هایی که باعث شکوفایی نیروی فکری، کسب مهارتهای بنیادین و خلاقیت کودکان می گردد .
100- آماده سازی کودک برای خلاقیت (1- ترکیب بندی نو از اشیاء و مواد در دسترس
2- استفاده های نامعمول از اشیای معمولی)
101- پرورش حواس کودک شامل این موارد است :
تمرینات دیداری
شنیداری
لمسی
بویایی
چشایی
تمرینات حسی - تجسمی (جزء‌ تمرینات مربوط به تصویرسازی ذهنی است)
تمرینات حسی آمیزی (باید از طریق تناظریابی و تخیل به یاد بیاوریم. مانند: صدای سیب)
تمرینات ترجمه حسی (دو نظام حسی به هم تبدیل می شود که ممکن است قبلاً تجربه شده باشد. مانند: به یاد آوردن گرمای آتش از تصویر)
102- ایجاد هیجان مناسب (تن آرامی، حرکت - آگاهی ، تصویرسازی ذهنی، تصویر سازی هدایت شده، قصه های ناتمام)
103- به کارگیری مهارت های تفکر (جلسات بارش فکری برای کودکان، تفکر تصویری، تصویر سازی ذهنی، ارتباط اجباری، داستان های ناتمام، استفاده از لطیفه، طنز، شوخی، شکلک، فهرست صفات، حرکات بدنی و ژست ها، بازهای خلاق)
104- تسهیل فرآیند خلاقیت (انعطاف پذیری بیشتر، استفاده از گفتار برای الگوسازی، فراهم نمودن شرایط تجربه بدون ترس از شکست، ارائه انتخاب ها، انگیختن خلاقیت، مجالسی برای خطا کردن، زمانی برای بازی و تخیل)

منابع و مآخذ 
1- جیمز گالاگر (1381)، آموزش کودکان تیزهوش، ترجمه مجید مهدیزاده – احمد رضوانی، مشهد: مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس، چاپ پنجم.
2- دین کیت سیمونتن، خلاقیت، ترجمهء حسین شکرکن، مجلهء استعدادهای درخشان، سال نهم، شماره 4 ، اسفندماه 1379، انتشارات سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد)، ص374.
3- حسینی – افضل السادات، خلاقیت و شیوه های پرورش آن، مجلهء استعدادهای درخشان، سال نهم، شماره2، تیر – شهریور 1379، انتشارات سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد)، ص119.
4- زمانی – احمدرضا (1380)، پرورش خلاقیت در کودکان، تهران، شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران، شاخهء آموزش فنی و حرفه ای.
5- ویژه نامهء همایش نقد و بررسی کتاب های درسی دورهء ابتدائی، ماهنامه رشد آموزش ابتدایی، مرداد 1378.
6- راهنمای چگونگی تدوین پیک های بهاری (تعطیلات نوروزی) – سازمان آموزش و پرورش سال 81-80
7- نکویی – بیوک، رابطهء خلاقیت، باورهای انگیزشی، راهبردهای یادگیری خود نظم بخش و پیشرفت تحصیلی (قسمت اول)، مجلهء استعدادهای درخشان، سال هشتم، شماره 1،
فروردین – خرداد 1378، انتشارات سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد).
8- نکویی – بیوک، رابطهء خلاقیت، باورهای انگیزشی، راهبردهای یادگیری خود نظم بخش و پیشرفت تحصیلی (قسمت دوم)، مجلهء استعدادهای درخشان، سال هشتم، شماره2،
تیر – شهریور 1378، انتشارات سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد).
9- رمی شوون، سرآمدها، ترجمهء محمود میناکاری، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ نوبهار، چاپ دوم.
10- باری گرانت و مایکل پیکوفسکی، ترجمهء عباس فتاح زاده، نظریه ها و مطلوبها به سوی آموزش کودک محور تیزهوشان، مجلهء استعدادهای درخشان، سال هشتم، شماره3،
مهر – آذر 1378، انتشارات سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد).
11- دوریس جی. شل کراس، آموزش رفتار خلاق و استعدادهای درخشان در دانش آموزان، ترجمهء مجتبی جوادیان، مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم.
12- عبادی زارع – سعید، رابطه باورهای معرفت شناختی با خلاقیت، مجلهء استعدادهای درخشان، سال هشتم، شماره4 ، دی – اسفند 1378، انتشارات سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد).
13- کاظمی حقیقی – ناصرالدین، غنی سازی و خلاقیت، مجلهء استعدادهای درخشان سال نهم، شماره3 ، مهر-آذر 1379، انتشارات سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد)، ص 236.
14- مهجور – سیامک رضا، روان شناسی بازی، شیراز، نشر راهگشا، چاپ پرواز، چاپ دوم.
15- جین مارزولو - جین لوید، آموزش از راه بازی، لیلی انگجی، مدرسه، 1379 .

نویسنده : افشین اسدزاده دبیر منطقه اصلاندوز استان اردبیل (مهندس کامپیوتر و دبیر ریاضی)

خلاقیت و ریاضیات

خلاقیت و ریاضیات

رياضيات  سرشار  از  زيبايی  است  و اگر  کسی  دلبسته ی  آن  زِيبايی ها  شود ، هر گز از آن دل نمی  کند. خاطره ای  را از آموزگاری  بخاطر  می آورم .او از  شاگردش  می گفت : نمی  دانم  با او چه کنم.نه محبت  و گذشت  سرش  می  شود ، نه تنبيه  و تهديد! من تعجب کردم  از اين  که معلم  رياضی  در برخورد با  دانش آموز  تنها  دو حالت را در نظر می گيرد. حالت گذشت  و محبت  يا  تهديد .معلم  رياضی  بايد همه ی گونه های  ممکن را در نظر  بگيرد.يکی  از حالت ها اين است  که وقت صرف کند   تا دريابد شاگردش چقدر  رياضی می  داند؟ و درست از همان جايی  شروع کند که او احتياج دارد و  به  تدريج جلو برود.اين گونه  است  که راهی برای  پيشرفت دانش  آموز  پيدا  می  شود.

برای  ايجاد  خلاقيت  رياضی ،  بايد  بدانيم از کجا  شروع کنيم . نه  ابزار  و وسيله ای  لازم  است و نه  سابقه ی  ذهنی.تنها  چيزی  که لازم  است   اين  است  که  فرد  خود را  برای  درک  مطالب آماده  کند. مطالبی  که  به واقع  برای هر انسانی  قابل  فهم  است .

رياضيات  منطقی  است . دليل  بر  اين  نيست که  زيبا  نيست . دليل  بر  اين  نيست که  با هنر  خيلی  فاصله  دارد. اگر هنر  به درون  آدم می  نگرد، رياضيات  هم به درون آدم  توجه می  کند.اگر دانش  به ماهيت اجسام توجه می کند، رياضيات هم به ماهيت توجه می کند ، برای  دانش  و هنر  يک اختلاف جدی  قايل  هستند و می  گويند دانش همه چيز  را خرد می کند  و جز ء به جزء بررسی می کند. هنر  همه چيز را در کل می  بيند. رِيا ضيات دارای  هر دو جنبه  است ، يعنی هم  در کل  مسايل  را  می  بيند  هم خرد  می کند  و جز  به جز  می  بيند ، بنابراين هم هنر  است  هم دانش .برای  خلاقيت اول ببينيم   چه مقدماتی  لازم است ، اين  مقدمات صرف دقت  و تلاش است و ديگر هيچ. تنها تلاش  لازم است ، در زمانی که کوشش می  شود انديشه ی جوان ها  را به مسايل مختلف ، منحرف کنند، خيلی دشوار  است  که از ايشان بخواهيم تلاش  کنند و در زمينه ی  رياضيات کار خلاق  داشته باشند.از آن جا بخواهيم انديشه  هايشان را متمرکز کنند، در حالی  که همه جا  صحبت  از  فوتبال  و ورزش  است؟  من با  ورزش  دشمن  نيستم، اما  ورزشی که  سالم  باشد.ورزشی  که برای  سلامتی  مفيد  باشد  و نه  برخی  از  ورزش  ها مانند  هالتر  و کشتی  و بوکس  و برخی  از  ورزش های  رزمی  و حتا  تا حدی  فوتبال .از جوان  امروزی می پرسید در سال 1964 در فلان تیم اسپانیا ،در فلان روز چه کسی اولین گل را زد ؟فوری جواب شما را می دهد .اما اگر از او بپرسید ابوریحان بیرونی که بود و چه کرد،چیزی نمی داند.نظام سرمایه داری می خواهد جوانان کشور منحرف باشند.

ولی در کشور ما و کشورهای دیگر جهان سوم چه؟علاوه بر تلویزیون ،رادیو و وسایل سرگرم کننده دیگر که حالا  رایانه هم به آن اضافه شده،ورزش هم یکی از گرفتاریهاست .کسی که می خواهد در ریاضیات خلاق باشد باید وقت صرف کند.بدون صرف وقت ممکن نیست به جایی برسد .این اولین و آخرین شرط است .هیچ شرط دیگری نداریم . اما چه کسی می تواند تضمین کند که خلاقیت به ویژه خلاقیت ریاضی در جوان وجود دارد ؟یاد آوری می کنیم که خلاقیت جنبه های مختلفی دارد .شاخه ای از خلاقیت تنها در حل مساله است. در دنیا و یا در ایران هم ،آدم هایی هستند که کارشان تنها حل مساله است و کسانی در حل مساله ها گیر می کنند به آن ها مراجعه می کنند .اما اگر از این افراد بخوا هید قضیه ای را به قضیه های ریاضی اضافه کنند ، نمی توانند . برخی  هم  تلاش و خلاقيتشان در ترجمه است .چند کتاب می خوانند به  اصطلاح می گويند موسيقی دان  تنها  کارش اين نيست که آهنگ سازی کند ، آن که خوب هم  اجرا می کند ، خلاق  است.هم  ساختن آهنگ و هم اجرای خوب  هر دو  جزء خلاقيت است و اگر  خلاقيت  را به  اين معناهای مختلف بگيريم همه ی  آدم ها ، بی  استثنا ، همه ی  دانش آموزان  ما خلاق  هستند ، منتها  برای خلاقيت شرط هایی لازم  است :اولين  شرط  اين است  که به کار گروهی عادت کرده باشيم .در مدارس بچه ها  را  به کار گروهی عادت نمی  دهيم .روی کار انفرادی تکيه  می کنيم.

برای دانش آموز  بطور انفرادی  معلم می گيريم ، معلم سرخونه ، معلم خصوصی ، در سده های 17  و 18 ، شاهزاده های  اروپايی ، کسرشانشان بود که به مدرسه  بروند و برایشان معلم خصوصی می گرفتند.حالا خدا را شکر همه ی بچه های  ما  شاهزاده شده اند.همه معلم خصوصی می خواهند. پس مدرسه و معلم سرکلاس  برای  چيست ؟ در مدرسه  است که همه چير را بايد فهميد و همه چيز را بايد  ياد گرفت.  اين کارگروهی به معنای  اين است که دانش  آموز  عادت  کند  با هم  شاگردی هايش  همکاری  کند. بدون همکاری  با هم  ديگر  نه تنها  کار مربوط به مدرسه  دچار زحمت  می  شود  بلکه در مجموعه ی  مسایل زندگی و جامعه هم گرفتاری پيدا می شود . این جا داستانی از دوران معلمی  خود  نقل می  کنم. در  سال 1326 در يکی  از مدرسه های  تهران درس  می دادم،در سالی  که خودم  دانشجو  بودم.يک ماه سر کلاس  رفتم و  سعی کردم در اين  یک ماه  شاگردها را بشناسم .بعد شاگردها را به گروه های  سه نفری  دسته بندی  کردم  به اين قرار : يک شاگرد خوب يعنی  درس  خوان ، يک  شاگرد متوسط و يک  شاگرد تنبل ، به آن ها توضيح دادم بعد از هر امتحانی  ورقه های  شما را جدا  تصحيح می کنم، ولی  نمره های  هر گروه را با هم  جمع و به  سه  تقسيم می  کنم و برای هر نفر آن  نمره  را به  حساب می آورم.صدای  شاگردهای خوب درآمد.آقا به من  چه ديگران درس  نمی خوانند؟

گفتم من اين جور می خواهم.اين ها باور نکردند که معلمی  اين قدر بی  منطق  باشد. سه ماهه ی  اول  همين کار را کردم، بچه ها ديدند  با معلم بی منطقی سروکار دارند.کسی که نمره ی 20 گرفته، به دليل اين که  دو نفر ديگر گروه يکی 10 گرفته و ديگری  سه ، نمره ی  هر سه نفر 11 شده  است. اين گونه بود که  افتادند به جان هم . اولين بار در کريدور مدرسه ،شاگردی دنبال  شاگرد  ديگری می  دويد که تو را به خدا بيا  اين   قضيه  را ياد  بگير، تو پدره نمره من را در آوردی و من  فهميدم که به نتيجه ای که می  خواستم، رسيدم.اما باور نکنيد به آسانی از اين مهلکه  گذشتم. بيش  از همه مدير و مسوولين مدرسه و پدر و مادرها  پوست مرا کندند .از  سوی  آموزش  و پرورش  هم آمدند  و بازرسی  کردند،با  شاگردها،من و مدير مدرسه  صحبت کردند .اما از آن ها خاطرم  جمع  بود. تا بروند گزارش  بدهند و گزارش  به جايی  برسد  دستور  بيايد  و  سرانجام تصميم بگيرند و ابلاغ کنند ، سال گذشته است .اما پدر و مادرها  و مسوولين  مدرسه هميشه  بيخ گوشم  بودند، به هر حال شاگردها افتاده بودند به  جان  همديگر . خانه ی همديگر می  رفتند. آن موقع  ظهرها  دو  ساعت و نيم  تعطيل  بودند . ظهرها مدرسه می  ماندند، با هم درس  می  خواندند ، ثلث  دوم هم  به همين ترتيب عمل کردم .معدل کلاس کمی  بالا آمده  بود .برای  سه ماهه ی سوم ( چون در  آن مقطع  سه کلاس  وجود داشت  ، که آن دو  کلاس  ديگر  معلم های  ديگری  داشتند) ،  از معلم  های  ديگر  خواهش  کردم  سوال ها  را تعيين کنند. می خواستم  تحت تاثير سوال های خودم  قرار نگيرم.سوال ها از خارج  باشد  ببينم نتيجه  برای  شاگردهای من چگونه  است . سوال ها را آن ها  طرح کردند.امتحان کرديم و اين بار  يعنی سه ماهه ی آخر هر  نمره را به  صاحب ورقه ی خود  دادم ، معجزه اتفاق  افتاده بود معجزه ای  که ديگر  هرگز  در هيچ کلاسی نديِدم .کمترين نمره ی آن کلاس 5/15  بود . اما در آن  کلاس  شاگردی  بود که  رفوزه  شد. شاگردان  بسياری   بودند که تجديد  شدند،اما  در درس  هاس  ديگر ، چون  عادت کرده بودند درس  نخوانند .ولی  در درس  هندسه(هندسه از  درس  هاس  دشوار رياضی است )، شاگردهای  من  توانستند  با نمره هايی  بالاتر  از  5/15  قبول  شوند .اين نتيجه کار گروهی  است.

من اين آزمايش  را  تنها  برای  اين کردم  که  ببينم  نتيجه اش  چه می  شود.بايد  انديشيد و راه حل های  ديگری  پيدا کرد.درس  کلاس  از جمله رياضيات  برای  بالا بردن  شخصيت  دانش  آموز و اعتبار اجتماعی  او است ، اين  اعتبار و شخصيت اجتماعی  را از کجا بايد پیدا کند؟ تنها در کار گروهی ممکن  است .اين گونه  عادت  می  کند  با هم  شاگردی اش  کار کند  و عادت  می کند حرف  او را بشنود و مسايل  ديگری  را که ناشی از کار گروهی  است  بياموزد.توصيه ی  ديگر اين که  دفتر خاطره های علمی  داشته  باشيد ، کتابی را می  خوانيد که در آن مطلبی برايتان جالب  است آن  را یادداشت  کنيد  و تاريخ  بگذاريد  که از  کجا  نقل کرده ايد .گاه به گاه  به دفتر خاطراتتان  مراجعه کنيد .حرف معلم را می شنويد  ،خيلی چيز  جالبی گفته ، یا بر عکس چيزی که به مذاق شما  خوش نيامده ،آن را یادداشت  کنيد.بنويسيد  که خوشتان آمده يا خوشتان نيامده است .عادت کنيد  هر چه  می نويسيد  دقيق و درست  باشد.دوستی  داشتم که وقتی مساله ای  حل  می کرد( روی  چرک  نويس )؟، کارش  که تمام  می  شد  آن ها  را می  ريخت توی  سبد  آشغال ، يک مرتبه يادش  می آمد مساله ای  را اشتباهی  حل کرده ،در  سبد آشغال می گشت ،آن  را پيدا می  کرد می  آمد کاغذ را باز می  کرد آن  را خط می  زد  و اصلاحش  می  کرد،دوباره مچاله اش می کرد می انداخت   درون  سبد.ممکن  است به نظر  برسد  اين کار برای  چيست ؟ او نمی  خواست  مطلبی  نوشته باشد که نادرست  باشد ،حتا  اگر در  سبد زباله برود!

همه جا  می  خواست  مطلب  دقيق  و  درست  باشد.و اين يکی از آموزش های ریاضی است.در ریاضیات فرضیه نمی سازد يا یک مطلب درست است يا نادرست. اگر در ست است،ديگر فرضیه نمي سازد  اگر نادرست است بايد به کنار برود.

همه جا می خواست  مطلب  دقيق  و درست  باشد. و اين يکی  از آموزش  های  رياضی  است . در رياضيات فرضيه نمی  سازند  يا  يک مطلب درست  است یا نادرست. اگر درست  است ، ديگر فرضيه نيست  و اگر نادرست است  بايد کنار برود. به همين مناسبت می گويند در رياضی مجادله وجود ندارد.دو نفر  اگر با هم اختلاف  داشته باشند ، خيلی راحت  يا با شکل يا با فرمول و يا  استدلال رياضی، هم ديگر را قانع می  کنند.در بحث های فلسفی ، اجتماعی ، اجتماعی ، علوم انسانی ، به طور کلی  انواع  بحث  ها  پيش  می  آید، حتا در فيزيک ، شيمی ،بسته به نتيجه ی تجربه، ممکن است  بحث هایی وجود داشته باشد .ولی  در رياضی بحثی وجود ندارد.به همين  مناسبت لايب نيتس  يکی  از بزرگترين رياضی دان ها است ، دلش  می خواست فرمولی  جهانی  پيدا کند.آرزوی لايب نيتس  اين بود که دو  فيلسوف وقتی يکی  آن  سوی ميز و يکی  اين سوی  ميز می  نشيند، به جای  اين  که با هم  جدل کنند، با فرمول رياضی  بنويسند و به هم ديگر پاس  بدهند و نتيجه بگيرند که چه کسی درست می  گفته و هيچ جدلی نباشد ، هيچ  بحثی نباشد.متاسفانه نظر لایب نيتس درست  نبود .نمی  شد همه ی  همه مسايل جهانی  را در فرمول های  رياضی منظم  کرد. دليلش  هم روشن  است . موقعی  می شود اين فرمول را ساخت  که همه مردم جهان آماده  باشند. یعنی  هر آنچه که بايد کشف شود ، شده باشد. هنوز خيلی  مانده تا  همگان بيايند. اين مقدماتی برای خلاقيت  رياضی  بود . اما خلاقيت چه راه هایی دارد ، چگونه می  شود خلاقيت را به وجود آورد؟

توضيح دادم از هر کسی انتظار خاص  خودش را بايد داشت .هر کس در خودش ، در مرز خودش  ممکن است  خلاق باشد و تمام وقت جوانان  را تلويزيون ،رايانه  و ورزش  نگرفته باشد. اما خلاقيتی  که مد نظر ما است ، چيزی  که بشود احشاسش کرد  و درکش  کرد ، نيست.ن.عی  از خلاقيت  در مرحله های بالا اين است  که به کشف های جديدی، به قضيه های  جديدی  برسيم. ولی مگر می شود به خصوص در رياضی  به جايی  رسيد، بدون این که  پلکان قبلی را طی کرده باشيم. در بعضی مسایل، به ويژه مسايل مربوط به عددهای  طبيعی، گاهیی الهام وجود دارد. حتا هانری پوانکاره، که يکی  از  رياضی دانان بزرگ سده ی نوزدهم بود، به الهام اعتقاد داشت. نه تنها به الهام ، بلکه به اين اعتقاد داشت  که يک دفعه فکری  ناگهانی به آدم روی  می آورد که موجب می  شود همه چيز درباره ی  مساله ای برايش  روشن  شود.آيا برای  همه  اين وضع پيش می آید؟ اين برای هانری پوانکاره پيش می آید که تمام مقدمات رياضی  را می داند. برای  من پيش آمده  که روزهای متوالی  روی مطلبی  ذهنم مشغول بوده است ،بعد يک مرتبه از خواب بيدار شدم و ديدم در خواب مطلب را حل کردم، خوشحال شدم.گفتم خوب صبح آن را يادداشت می کنم.اما  صبح  از يادم رفته بود.از آن شب دطگر  يک کاغذ و قلم می گذاشتم پهلوی دستم. يک بار ديگر پيش آمد که همان موقع بيدار شدم ، چراغ را روشن کردم و مغز استراحت ندارد، مانند رایانه، در خواب هم کار روزانه را تعقيب می کند. به واقع تعبطر خواب  را از روی  اعمال روزانه  می شود پیدا کرد.اين است  که یک الهام  ناگهانی ،بر  اساس  اطلاعات  و آگاهی  های  قبلی  است . يکی ديگر از چيزهایی که برای خلاقيت در رياضی  لازم است تخيل است .درباره ی داويد هيلبرت (رياضی دانی که فاشطست ها او را کشتند.او در سال 1945 از زندان آزاد شد.اما چند روز بعد درگذشت)، يکی از بزرگترين رياضی دانان  نه در عصر خود  که در تمام اعصار  بود.روزی به او خبر دادند که فلان شاگردت  رياضيات را ترک کرد،و به شاعری  پرداخته  است . هيلبرت گفت :چه خوب ، تخطل اين شاگرد به اين اندازه نبود که بتواند رياضی دان شود، همان بهتر که شاعر شد. اين گفته نشان می  دهد که هيلبرت تخيل را چه قدر برای  رياضی لازم می داند. تخيل در مراحل اول  دبيرستان ، بيشتر برای شکل ها ، به ويژه هندسه فضايی  لازم است .ولی  در مراحل بالاتر  در همه جا. هر گونه کاری را که آدم در رياضی بخواهد انجام  دهد، تخطل برايش  لازم است.برمی گرديم  به حرف اولم. بيشتر از همه ی اين ها  ،کار مداوم و سخت .اما از دانش های  ديگر و از  هنر هم نبايد  غفلت کرد. يک  رياضی دان  خوب به شرطی  می تواند  رياضی  دان خوبباشد، که به تمام دانش  ها به حد معقول آشنا باشد.از هنر لذت ببرد ، در حد معقولش. کسی که يک بعدی  رياضی کار می کند حتا رياضی دان خوب نمی تواند  باشد. بايد جوان امروزی را عادت داد که تاريخ بداند. به ويژه تاريخ کشور خودش را. تاريخ علم کشور خود را بشناسد. بايد يک جوان را عادت داد ، رمان های کلاسيک  را بخواند .شعر بخواند و با دانش های  مختلف هم آشنا باشد. به هنری  که دوست دارد نقاشی ، مجسمه سازی  يا موسيقی هم بپردازد.بعد بقيه ی وقت خود را  صرف  رياضی کند.اما حالا می رسم به  مساله ای  اساسی : آيا همه اينها  با وضعی  که در کنکور ما هست عملی  است ؟ آيا کارگروهی ، تعاون اجتماعی  و به فکر  هم شاگردی خود بودن ، با کنکور موافق  است ؟ هر کسی  سعی  می کند  راه خودش را برای  خودش  نگه دارد.يک ميليون و نيم  داوطلب وجود دارد.اگر رشته حلبی سازی  را هم به حساب بياوريم ، یک صد و پنجاه هزار نفر می گيرند يعنی  ده به یک ، يک مسابقه ی وحشتناک.آن وقت شاگردان در رشته ای هم که می خواهند قبول نمی شوند و تست هم  جواب گوی  واد آدمی زاد نيست .تست را که لعنت بر بنياد گذارش باد ،آمريکايی ها درست کردند.حالا خود آن ها کنار رفتند و فهميدند که با تست نمی  شود کاری کرد، ولی ما رهايش نمی کنيم.در تست  می شود تاريخ پرسيد؟ از کاربرد رياضی پرسيد؟می شود  فلسفه ای ريضی پرسيد؟ حتا خود رياضيات هم و مفهوم های  رياضی را هم نمی شود  پرسيد!

ولی  ما از  تست استفاده می  کنيم  و با تست  قبولی  و ردی  می دهيم.همين امسال  جوانی که خوب  درس  خوانده بود و معتقد بود که  قبول می  شود  و حقش  هم بود ،در کنکور قبول  نشد  و خودکشی کرد. جواب اينها را چه کسی می  دهد؟ نمی گويم که يک مرتبه راه حلی  پيدا کنند که  کنکور محو  شود.کاری  است که کرده اند و ساليانی  به آن ادامه داده اند.نه آنگونه که چهار سال  پيش شروع کردند. پيش دانشگاهی را شروع کردند که کنکور  سبک شود، در واقع  يک کنکور به کنکورها  اضافه کردند، حالا برای  فوق ليسانس و دکترا هم کنکور گذاشته اند و آن هم  با تست ! حالا اميد داده اند  از سال 81 ديگر کنکور را به گونه ای  حل کنند. اما چه گونه، من نمی دانم!  علت اصلی تمام اين چيزها  اين است که تمام کارها  را می  خواهند پشت در اتاق های  در بسته  انجام دهند. اين معلمين رياضی چه کاره اند؟ انجمن های معلمين  رياضی چه کاره اند؟  چرا با آنها مشورت نمی کنند. چهار نفر می  نشيند در اتاق تصميم می گيرند فلان کار را بکنيم و این گونه مشکل را  حل می  کنند و مشکل هم حل نمی  شود.  مسايل ديگر جامعه هم  تا موقعی که در اتاق های  بسته  تصميم می گيرند،حل نمی شود. 

المپيادها حرکتی در جامعه ما بوجود آورده است .چون دانش آموزی که به اميد رفتن به المپياد است از ابتدا کوشش می کند  که مفاهيم را درک کند، اما متاسفانه تنها مفهوم های  نظری به تاريخ  رياضی و به  کاربرد رياضی و به فلسفه ی  رياضی هيچ توجهی ندارد. دختر خانمی  که در المپياد شرکت کرده بود و نمره ی خوبی  هم گرفته بود ، از هواپيما که پياده شد ، خبرنگار يکی  از کانال  های  تلويزيونی  ، فوری ميکروفون را گرفت  جلوی او و گفت  دخترم می دانی جمشيد کاشانی کيست ؟ گفت : نه . نمی دانم .خبرنگار گفت: اون عدد پی را کشف کرده . حالا از عدم آگاهی آن دختر خانم که بگذريم، جواب گوينده تلويزيون خيلی  مضحک بود.عدد پی قابل کشف نيست.عدد پی در تورات مقدارش تعيين شده : برابر با سه. از روی قديمی ترين  نوشته ای  که داريم و بعد از آن  شايد چند سال بعد، در مصر آن را 16/3  حساب کرده اند و عدد پی را نمی شود کشف کرد.  آن چه جمشيد کاشانی  انجام داد محاسبه  می گويند نه کشف . اطلاعات جوان های ما در زمينه ی تاريخ  رياضی اين گونه است  و اين بايد حل شود.بايد به گونه ای معلمان رياضی ما جرات کنند و در انجمن های معلمان  مطرح کنند. پشت سرهم به وزارت آموزش  و پرورش بنويسند که برای اين  کنکور  فکری بايد کرد!  دوم برنامه های رياضی دبيرستانی  بايد چنان باشد  که با تاريخ ، فلسفه و کاربرد رياضی همراه  باشد.در غير این صورت قابل پذيرش نيست . 

 منبع : کتاب " خلاقيت و  رياضيات   "-برگرفته شده از  کتاب  خلاقيت در  رياضيات و مهندسی - گردآورنده  و مترجم : پرويز  شهرياری- ناشر : پژوهنده  -چاپ اول- 1380 -تيراژ 3100

 

ماهیت ریاضیات

ماهیت ریاضیات، چگونگی آموزش و نقش آن در فرآیند تفکر

مرکز شناخت شناسی ژنو، بر اساس تحقیقات خود، مغز انسان را دارای ده توانایی بالقوه به عنوان طیف ده گانه توانایی های ذهنی ( عقلی یا تفکر ) از قرار:یادآوری، مقایسه، گروه بندی، استقراء، قیاس، تعمیم، تجزیه و تحلیل، تصور، ترکیب و ارزشیابی می داند. رشد تفکر و دستیابی به تفکر منطقی به عنوان هدف محوری هر نظام آموزشی به معنای رشد و پرورش این ابعاد ده گانه می باشد. این توانایی ها در خلاء، پرورش نمی یابند و نیاز به بستری برای رشد دارند. این بستر چیزی جز مجموعه فعالیت هایی که این ابعاد ده گانه را توسط خود فرد در عمل به کار گیرد، نمی تواند باشد.

  به عبارتی دیگر، رشد یکایک این توانایی ها منوط به کاربرد آن ها در جریان یادگیری توسط خود فرد است. بر اساس نظریات همان مرکز، یادگیری عبارت است از ساختن انگاره ( الگو،طرح،تصور،ایده،شما، ... ) جدیدی در ذهن و یا گسترش و تعمیم انگاره های موجود. گسترش به معنی افزودن ابعاد جدیدی به انگاره های قبلی بر اساس تغییرات و تفاوت های فعلی موجود در محیط. انگاره ها نیز تنها و تنها توسط خود فرد می توانند ساخته شوند و گسرتش یابند. یعنی امکان انتقال هیچ انگاره یا مفهومی به ذهن فراگیر توسط دیگران میسر نیست. مفهوم، یاد گرفته می شود یعنی فراگیر از ورای تجربیات، مشاهدات و جمع بندی های خود، به برداشتی ذهنی از یک شیء یا پدیده دست می یابد، برای مثال هیچ راهی برای انتقال مفهوم مزه شوری با بیان و وصف آن وجود ندارد.

   تنها و تنها تجربه خود فرد، یعنی چشیدن شوری می تواند منجر به تشکل مفهوم و ساختن انگاره شوری در ذهن وی شود.به بیانی دیگر، ساختارهای ذهنی، سیستم های ارتباط بین انگاره ها هستند که می توانند از فردی به فرد دیگر و از لحظه ای به لحظه ای دیگر، هم از نظر نوع سیستم انتخابی و هم از نظر مجموعه انگاره های مرتبط شده متفاوت باشند. رفتارهای انسانی در موقعیت های مختلف و یا در مورد یک پدیده ثابت بر اساس همین تنوع در سیستم ارتباط و انگاره های مرتبط می تواند متفاوت باشد و نیز در مواقعی که به اصطلاح سرعت انتقال نداریم، بدان معنی است که ارتباط سریع و به موقع را با انگاره مربوطه، که قبلا آموخته و در سازمان تفکر و ساختار تفکر موجود است،برقرار نمی کنیم.

 بر این منوال، ساختارهای ذهنی، مجموعه معلومات و آموخته ها نیستند بلکه مجموعه شبکه ها، سبک ها و یا سیستم های ارتباطی بین آموخته ها ( انگاره ها ) می باشند. با بیانی دیگر، ساختار و سازمان تفکر و ذهن هر فرد، حاصل طرح، برنامه، نقشه، تکنیک، تاکتیک، خط مشی و استراتژی است که برای برخورد با یک موضوع انتخاب می کند بنابراین آنچه که در یک نظام آموزشی مهم و اساسی است، پرورش و گسترش همین ساختارهای ذهنی به صورت منطقی است. از میان مواد آموزشی، علم ریاضی به خاطر ماهیت انتزاعی و ذهنی که دارد، موثرترین ابزار در گسترش و پرورش ساختارهای منطقی و فرآیندهای ذهنی است. ریاضیات و مفاهیم آن بر خلاف بسیاری از مفاهیم علوم تجربی ( که در حیطه محسوس آدمی قرار دارند )، عمدتاً ذهنی و انتزاعی هستند و به صورت اشیاء مادی، وجود خارجی ندارند. یعنی بسیاری از مفاهیم ریاضی تصوراتی هستند از اشیاء که ترجمان آن به همان صورت ذهنی در دنیای واقعی میسر نیست، مانند مفاهیم نقطه و صفحه.

  از طرفی بسیاری دیگر از مفاهیم ریاضی ماهیت خارجی و وجودی در محیط خارج به خودی خود ندارند، بلکه ساخته و پرداخته و ابداع ذهن انسان هستند که به محیط خارج و اشیاء درون آن نسبت داده شده اند و این انتساب مانند مفاهیم علوم تجربی در ذات اجسام و اشیاء جهان مادی به عنوان خاصیت ثابت و پایدار آن ها در بیش تر موارد مصداق ندارد.

از طرف دیگر در حالی که مفاهیم علوم تجربی و خواص نسبت داده شده به اجسام و اشیاء و پدیده ها تغییر پذیرند یا در شرایطی صحت و شمول خود را از دست می دهند، مفاهیم ریاضی دارای منطق مطلق هستند، یعنی در همه جا و همه وقت و در هر شرایطی ثابتند. این پایداری منطق ریاضی به عنوان " قوانین " نظم دهنده و مسلط بر فرآیندهای ذهنی، هماهنگی، گسترش، قانون مند کردن فرآیندهای تفکر به صورت منطقی دارند. در حقیقت در فراگیری ریاضیات به خاطر ماهیت ذاتی این علم، ضمن دستیابی به کانال های جدید ارتباطی بین انگاره های موجود، امکان پرورش و گسترش فرآیندهای ذهنی در یک سیستم کاملا منطقی، به خاطر منطق قوی، مؤثر و خلل ناپذیر حاکم بر اصول و مفاهیم ریاضی، میسر است.

   در عین حال همین ویژگی ریاضیات یعنی عدم امکان احساس ( چشیدن، بوئیدن، لمس کردن، شنیدن و دیدن) مفاهیم آن، یادگیری و آموزش آن را نسبت به علوم دیگر مشکل تر و روش های آموزشی و مطالعه آن را خاص کرده است و نمی توان دقیقاً مشخص کرد که ریاضیات چگونه یادگرفته می شود و در نتیجه ( به خاطر وابستگی روش های آموزشی به روندهای یادگیری ) انتخاب و داوری در مورد پدید آوردن شرایط برای فراگیری بهتر و سهل تر چندان آسان نیست. اما می توان فهرستی از احکام حاکم بر فراگیری یا آموزش ریاضی را رایه داد که محمل اجرایی برای گستره محتوای ریاضی باشد.

 این فهرست شامل رهنمودها و یا پیشنهادات تجربه شده است.

مهم ترین پیشنهاد و نکته آن است که محیط و فضای یادگیری باید مجال انتخاب آزادنه و فعالیت فردی در روش اجرایی را به فراگیر بدهد. سوال عمده آن است که مجموعه تلاش ها و عملکردها و روش های مدرس چگونه باشد که در این فضای آزاد و مناسب، امکان انتخاب درست فرآیندهای تفکر را برای انتزاع مفهوم مورد نظر و تجلی آن را به صورت رفتار ریاضی به فراگیر بدهد. مثال زیر یک نمونه از این فضا است که در آن فراگیر در جریان عملکردهای حسی و فیزیکی خود، بر پایه روش ها و روندهای خاص اکتسابی و انفرادی خود ،تحت هدایت معلم، نه تنها یک مفهوم ریاضی را برای خود انتزاع می کند بلکه به پرورش مهارت های دیگری در زمینه های: فرآیندهای تفکر، حرکتی و فیزیکی، اجتماعی، مشارکت، همکاری و ... دست می یابد.

 در این مدل آموزشی به معیارهای تجربی یعنی به وجود آوردن زیر بنایی عینی برای مفهوم انتزاعی ریاضی توجه شده است و نقش شهود و احساس درونی در ابداع های ریاضی، نه بر زمینه تهی، بلکه بر زمینه ای از دانش واقعی استوار گردیده است.

  فاز اول – مرحله جمع آوری داده ها: در این مثال، هدف، آموزش فرمول محاسبه محیط دایره است. به این منظور، معلم دایره ای روی تابلو می کشد و با مرور ویژگی های دایره ( تعریف دایره ، شعاع ، قطر ) در یک روند پرسش و پاسخ عنوان می کند که چگونه می توان محیط دایره را اندازه گرفت؟ معلم، پس از ارایه برخی روش های اندازه گیری توسط دانش آموزان، صفحه ای شامل 6 دایره به شعاع های متفاوت را به دانش آموزان، که در گروه های سه نفری دسته بندی شده اند، می دهد و از آن ها می خواهد که شعاع، قطر و محیط دوایر را اندازه بگیرند.

   در فرآیند این عمل، گروهی با چسباندن دایره ها روی یک مقوای نرم و فرو کردن تعداد زیادی سنجاق روی محیط هر دایره و حائل کردن یک نخ در پای سنجاق ها، محیط ها را اندازه می گیرند. گروهی دیگر با چسباندن دایره ها روی مقوای سفتی و قیچی کردن هر دایره و قرار دادن نخ به دور قرص های بریده شده، محیط را اندازه می گیرند. گروهی دیگر، دایره های چسبانده شده روی مقوا را با قیچی جدا می کند ویکی از شعاع های آن ها را رسم کرده و هر دایره را روی خط راستی به اندازه یک دور می چرخاند و با استفاده از نشانه گذاری انجام شده، محیط را اندازه می گیرد. این آزادی عمل در انجام فعالیت ها علاوه بر آن که موجبات بروز استعدادها و خلاقیت های فراگیران را فراهم می کند، روش و خط مشی خاصی را به فراگیر تحمیل نمی کند، که این خود فرصتی است برای تغییر یا تصحیح نارسایی ها یا اشکالات در ساختار فکری و فرآیندهای تفکری که احتمالا منجر به عملکرد های مناسب و یا راحت و مطلوب نشده اند.

 پس از اتمام جدول شماره یک توسط دانش آموزان ، معلم جدولی شبیه آن را روی تابلو ، رسم و میانگین اندازه گیری های گروه های کلاسی برای هر دایره را در جدول وارد می کند. توجه کنید که منظم کردن، جدول بندی و تنظیم نتایج فعالیت های دانش آموزان، بر عهده معلم بود. سپس معلم از گروه ها می خواهد که ستونی دیگر را به جدول شماره2 اضافه کنند و در آن محیط اندازه گرفته شده هر دایره را به قطر آن تقسیم و حاصل را در جدول وارد کنند. مجددا خود معلم ، میانگین اعداد به دست آمده را در ستونی دیگر که به جدول شماره (2) اضافه می کند، می نویسد و نهایتاً از آن جا که امکان به دست آمدن عدد دقیق وجود ندارد، مقدار آن را با بحثی در مورد خطاها، 14/3 معرفی می کند. در این مدل آموزشی، اقدامات فوق تحت عنوان فاز اول و مرحله جمع آوری داده ها یا اطلاعات، شناخته و نام گذاری شده است.

   فاز دوم – مرحله ابداع مفهوم: دانش آموزان در یک بحث گروهی که در آن معلم پیشنهاد می کند که رابطه ای برای محاسبه محیط دایره بر اساس تجربه های عینی انجام شده بیابند، شرکت می کنند و در نهایت خود رابطه را بیان می کنند. محیط دایره = قطر ×  14/3

  فازسوم – تعمیم مفهوم: در این مرحله هدف، گسترش و تعمیم مفهوم به منظور عمومیت دادن مفهوم و یا یافتن موارد استثناء و همین افزایش مهارت ها و یادگیری بیش تر تا حد تسلط انجام می گیرد. فعالیت های طراحی شده توسط معلم برای این مرحله عبارتند از:

 الف – تعیین مرکز دایره ای که بر روی یک کاغذ معمولی رسم شده است ( دایره نباید کوچک باشد )؛

ب- تعیین مرکز دایره ای که توسط معلم روی تابلو رسم می شود؛

 ج- اندازه گیری محیط یک حوض نما که دارای لبه های بلند نسبت به سطح زمین است و سپس محاسبه قطر آن؛

 د- اندازه گیری قطر این حوض و مقایسه آن با مقدار محاسبه شده.

  این طرح آموزش تحت عنوان چرخه یادگیری با سه مرحله یا فاز، جمع آوری داده ها،ابداع مفهوم، تعمیم مفهوم به عنوان روش اکتشافی مطرح است. در این روش، مفهوم توسط خود فراگیر از ورای تجربیات فردی و شخصیش، ولیکن تحت هدایت معلم و با تدارک قبلی وسایل و ابزار و مواد توسط معلم، انتزاع می گردد. اعتقاد بر این است که در این روش فراگیر، خود شخصاً به آموزش خود بر اساس سرعت، توانایی و روش های انجام کار فردی خود می پردازد و یادگیری عمیق تر و پایدارتری خواهد داشت. علاوه بر آن، در این روش همان طور که ملاحظه می شود، کلاس مرکز فرماندهی معلم و تسلیم پذیری دانش آموز نیست. بلکه در آن مجال بروز و اظهار دانش آموز و به باور در آوردن آن چه یاد می گیرد، به حد کافی داده شده است .

 چنین روشی منجر به پرورش تفکری آزاد، منطقی و انتقاد پذیر می گردد. آزادی عملی که در نحوه انجام فعالیت ها و کار مشترک گروهی در بطن این روش وجود دارد، خود زمینه بسیار مساعد و ارزنده ای برای پرورش روحیه سازگاری، گذشت، همکاری، برون گرایی به جای درون گرایی و تک روی می گردد.

   اگر می خواهیم در آینده، افرادی خلاق و مبتکر بار آوریم و نه مقلد و تسلیم پذیر، باید از روش های آموزشی سنتی که در آن معلم تنها مرجع و منبع دانش و معلومات است و دانش آموزان را مجبور به انجام امور بر اساس روش های از پیش تعیین شده خود می کند دست بکشیم. زیرا این روش ها نهایت موفقیتشان در آن است که دانش آموز را تسلیم پذیر بار می آورد و روحیه کنجکاوی و خلاق وی را که برای مواجه شدن با مشکلات دنیای پر سرعت امروز، نیاز اصلی و اساسی است از وی سلب می کند.

   در پایان لازم به تذکر است که علی رغم تمامی تلاش ها در ارتقای سطح آموزش و فرآیند یادگیری، اگر فضای عاطفی و روانی کلاس مناسب نباشد، معمولا نتیجه، چندان مفید به فایده نخواهد بود. اگر معلم حضور و وجود خود را در فضایی دوستانه و محبت آمیز به عنوان فردی برای کمک و مساعدت و تسهیل یادگیری دانش آموزان به اثبات نرساند، یادگیری شکل اجبار و تحمیلی به خود می گیرد. روش های فعال که نمونه ای از آن ارایه شد، امکان فراهم کردن چنین فضای مناسبی را فراهم می سازد. امید است که در پرتو تغییر و تحول روش های آموزش ریاضی و گسترش آن در سطح عمومی، شاهد رفتار ریاضی در تمام شئون زندگی مردم این مرز و بوم بوده و از طرفی موجبات شکوفایی استعدادهای درخشان جوانان ایرانی و بروز خلاقیت های شگرف آنان فراهم گردد. با امید فراوان به آن که شرایط و موقعیت را برای نیازهای به حق و طبیعی استعدادهای خلاق و مغزهای پرورش یافته طوری فراهم کنیم که مجموعه تلاش های انجام گرفته در زمینه آموزش و پرورش منجر به تهیه و تدارک هدیه آماده ای برای کشورهای بزرگ صنعتی نباشد.

  منبع

دکتر نور الدین بهین آئین

مجله رشد

روابط خانوادگی

روابط خانوادگی و موفقیت کودک در مدرسه!

با در نظر گرفتن شیوه ارتباط افراد خانواده با یکدیگر، می توان عملکرد کودکان در مدرسه را پیش بینی کرد.

این نتیجه یک پژوهش تازه در دانشگاه نوتردام و دانشگاه راچستر در آمریکا است که بر روی ۳۰۰ خانواده با کودکان ۶ ساله و به مدت سه سال انجام شده است. کارشناسان این پژوهش می گویند نوع رفتار افراد خانواده با یکدیگر تاثیر بسیاری بر میزان موفقیت کودکان  در مدرسه دارد.
برای نمونه، کودکی که از یک خانواده "متحد" و همکار به مدرسه وارد می شود و روابط گرم و صمیمانه ای با پدر و مادر و خواهر و برادرهایش دارد، در مدرسه موفق تر عمل خواهد کرد.  کودکان خانواده های "گرفتار" و با درگیری های بسیار در بین افراد خانواده، هنگام ورود به مدرسه از نظر درسی مشکلاتی بیشتر از هم کلاسی های خود نخواهند داشت، اما بیشتر از دیگران با تنش و نگرانی روبه رو هستند و به دشواری می توانند با هم کلاسی های خود دوستی کنند.
دسته سوم از خانواده ها، "از هم گسیخته" هستند. کودکان این خانواده ها مشکلات فراوان حل نشده ای دارند و محبت دریافت نمی کنند. اعضای این خانواده ها با یکدیگر به خشونت رفتار می کنند و کودکان نیز در مدرسه از مشکلات بسیاری رنج خواهند برد.
آن ها در مدرسه  بین بچه ها آشفتگی ایجاد می کنند و رفتارهای خشن بروز می دهند. این کودکان به دشواری با دیگران همکاری می کنند.
و اما حضور در خانواده های "بد رفتار"، که بهره کشی و خشونت در رفتار یک یا چند تن از افراد خانواده رواج دارد، بر رفتار کودکان در مدرسه به شدت  اثر منفی می گذارد.
این پژوهش گران می گویند قرار داشتن مدرسه در مناطق فقیر و با وقوع جرم بسیار، نیز بر شیوه عملکرد کودکان در مدرسه  اثر منفی می گذارد.
نتیجه این پژوهش، به تازگی در نشریه رشد کودک چاپ شده است. 
 

نقش تئاتر را در آموزش

باید نقش تئاتر را در آموزش جدی گرفت!

عباس جهانگیریان

عمر رسمی تئاتر کودک و نوجوان، ظاهراً نباید درازتر از عمر داستان، شعر، هنرهای تجسمی و سینمای کودک و نوجوان در ایران باشد.فعالیت های هنری و ادبی مربوط به کودک و نوجوان به نوعی با تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیوند خورده است. پیش از آن ممکن است کوشش هایی پراکنده در این عرصه ها، صورت گرفته باشد، اما به صورت یک جریان فعال و فراگیر، در جایی به ثبت نرسیده است. در آموزش و پرورش هم اگر فعالیت های تئاتری در خوری اتفاق بیفتد، بیشتر حاصل حضور دانش آموزانی است که در مراکز کانون و خانه های جوانان تئاتر کار می کردند.

جدا از از کانون و خانه های جوانان، سازمان پیشاهنگی نیز در این سال ها، فعالیت های تئاتری اعضای خود را در مدارس، پوشش می دهد. واحد نمایش تلویزیون با تشکیل بخش تئاتر کودک و نوجوان، آثار قابل توجهی را در تلویزیون و تئاتر شهر، به نمایش در می آورد؛ ولی اینها هیچ کدام قادر نیست، استعدادهای بالقوه تئاتری را در مدارس، کشف کند و پرورش دهد.
با درک این واقعیت، عده ای از دوستداران تئاتر، مدیریت آموزش و پرورش وقت را وادار می کنند به تئاتر، به مانند یک درس و فعالیتی آموزشی و پرورشی نگریسته و مورد حمایت قرار دهد.
از این روی، سازمان مدارس کشور، رسما تاسیس و فعالیت خود را آغاز می کند. ما گرچه هیچ گونه کارنامه و گزارش از این سازمان در اختیار نداریم که بتوانیم به نقد عملکرد آن بپردازیم، اما حضور آن، حتی در حد یک نام برای ما کافی است تا از مسئولان آموزش و پرورش بپرسیم که در حال حاضر چه نهادی در این وزارت خانه، مسئولیت حمایت و سازمان دهی فعالیت های تئاتری دانش آموزان را برعهده دارد؟ مسئولان آموزش و پرورش ان شاء الله آگاهی دارند که در کشورهای دارای آموزش و پرورش خلاق و پویا، تئاتر نه زنگ تفریح و یک برنامه بین درسی برای پرکردن اوقات فراغت،که به مثابه بخش رسمی در فعالیت های دانش آموزان به رسمیت شناخته شده و برای آن، چارت سازمانی و بودجه ای مستقل در نظر گرفته می شود. تئاتر اگر در یک مجموعه پانزده – شانزده میلیون نفری، متولی و نهاد اداره کننده نداشته باشد، شکوفه ای هم اگر بزند، می پ‍ژمرد و می ریزد.

ریاضی، علوم، فیزیک، شیمی، انشاء و …. هر کدام برای خود، کتاب، برنامه ریزی آموزشی، آموزگار و دپارتمان دارند، اما تئاتر، نه تنها متولی، برنامه مدون درسی و آموزشی و مربی ندارد، بلکه در مجموعه نظام آموزشی ما اصولا دیده نمی شود و جایگاهی ندارد، یک دفعه چه اتفاقی افتاد که همه این سازمان ها یا کلا تعطیل شدند، یا بخش تئاتر را از مجموعه سازمانی خود حذف کردند یا به حداقل خود رساندند! و از همه نامهربان تر به تئاتر، خود آموزش و پرورش که گویا پرونده آن را به طور کامل بسته است .
دوستداران و علاقه مندان به تئاتر در مدارس، نه تنها از هیچ گونه چتر حمایتی رسمی و غیر رسمی برخوردار نیستند؛ بلکه کوشش های خود جوش دانش آموزان نیز گاه با بی مهری و گاه با مخالفت های آشکار و پنهان مدیران، ناظم ها و مسئولان روبه رو می شود.
علت اصلی این بی توجهی ها را پیش از هر چیز، باید در نبود آگاهی و شناخت درست از کارکردهای آموزشی و پرورشی تئاتر، از سوی کارگزاران فرهنگی و برنامه ریزان آموزشی در این وزارت خانه دید. مشکل اساسی در آموزش مدرسه ای در کشور ما، آموزش از بیرون است .
 آموزش از بیرون، یعنی نادیده گرفتن ظرفیت های درونی و بالقوه دانش آموز و تحمیل برنامه های مشخص، مکتوب، مدون و عمدتا کهنه، از بیرون این ظرفیت هاست که دانش آموز باید نعل به نعل، مطالبی را که برای او تهیه شده، به حافظه خسته اش بسپارد و امتحان بدهد و نمره بگیرد!
بسیاری از این مفاهیم و مطالب گرچه برای دانش آموز مفید است، اما روش انتقال و شیوه های آموزشی و تدریس آن، ناکار آمد است؛ بی دلیل نیست که دانش آموز بیشتر در مدت زمان کوتاهی، همه یا بخشی از آنچه را که فراگرفته، از یاد می برد و آن چه را هم که آموخته و در حافظه خود اندوخته، تاثیر چندانی در بهبود زندگی روزمره او ندارد.

در همین حال، بخشی از مطالب کتاب ها هم بزرگسالانه، نصیحت گر، خشک و غیر کاربردی است و در واقع یک گروه هفتاد- هشتاد نفری، سلیقه خود را، بد یا خوب ، به شانزده میلیون دانش آموز تحمیل می کنند.
ریشه این ضعف را پیش از هر عاملی باید در نبود دیالوگ در آموزش و پرورش ایران دید.
نه میان معلم و دانش آموز دیالوگی وجود دارد و نه میان معلم برنامه ریز و مولف کتاب های درسی. رابطه آموزش دهنده و آموزش پذیر کاملا یک طرفه و غیر دموکراتیک است.دانش آموز، جز تسلیم شدن به آنچه بر او تحمیل می شود، راه دیگری پیش رو ندارد.
او موجودی ست که باید خوب گوش کند. هر آنچه به او آموزش داده می شود، طوطی وار، از حفظ کند و امتحان بدهد. آموزگارانی که سنت شکنی می کنند و شیوه های نوین و خلاق آموزشی را تجربه می کنند براین گفته، گواه اند که روش های خلاق و دو سویه، بازدهی بالایی هم برای آموزش دهنده و آموزش پذیر و هم برای خانواده ها و جامعه دارد.
در نظام های آموزشی سنتی، به خلاقیت، تخیل و بن مایه های درونی دانش آموز، توجه زیادی نمی شود. او در این منظر، موجودی است کاملا مطیع و در اختیار که باید بی چون و چرا به همه آن چه که بزرگترها برای او تعیین می کنند، عمل کند!
چنین نظام آموزشی، طبعا آدم هایی یک بعدی، غیر خلاق، مطیع، منفعل و ناکارآمد بار می آورد.
چنین آدمی نمی تواند بین خوانده ها و آموزه ها و زندگی اجتماعی اش ارتباطی درست، منطقی و خلاق برقرار کند. چنین انسانی، نمی تواند پویا، کارساز و کارامد باشد؛ حال آن که آموزش از دورن می کوشد استعدادهای درونی و پنهان کودک را کشف کند و توانایی های او را با روش هایی که متکی به ظرفیت های درونی اوست، پرورش دهد. شعر، داستان، تئاتر و هنرها، این توانایی را دارند که قابلیت ها و ظرفیت های درونی دانش آموز را، هم در عمق و هم در سطح، اعتلا و گسترش دهند.

انیشتین، پدر علم ریاضی، می گوید: "تجربه علمی باید به موزات نیروی تخیل آدمی تکوین یابد. تخیل، سرچشمه تمام آفرینش های هنری و منشا تمامی اکتشافات علمی است ".
ژان پیاژه، نظریه پرداز ریاضی و روانشناسی کودک معتقد است به وسیله هنر می توان مفاهیم و آموزه های درسی را در ذهن و حافظه عمیق کودک رسوخ داد و ماندگار کرد.
پس بهتر که آموزش را با هنر و تخیل در آمیزیم تا هم از خشکی مفاهیم و مباحث علمی بکاهیم و هم امکان زایندگی و پویایی این مضامین و مفاهیم را فراهم آوریم و در میان هنرها، تئاتر به دلیل زنده بودن و ارتباط رو در رو و مستقیمی که با مخاطب بر قرار می کند، تاثیر گذارتر از دیگر گونه های هنری ست.
در آموزش و پرورش خلاق، تئاتر، هم وسیله است، هم هدف.

مولفان کتاب های درسی، برنامه ریزان آموزشی، ناظم ها و مدیران مدارس باید باور کنند تئاتر :

  • امکان و وسیله ای موثر برای انسانی کردن محیط اجتماعی است.
  • سالم ترین و موثرترین وسیله برای پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان است.
  • وسیله ای است موثر و تجربه شده در انتقال مفاهیم درسی و آموزشی و ماندگاری آن در ذهن
  • فرصت و موقعیتی است مناسب برای تقویت حس اعتماد به نفس کودک و نوجوان
  • وسیله ای ست موثر برای پرورش شخصیت اجتماعی دانش آموز
  • وسیله ای است موثر برای پرورش حس زیبایی شناسی دانش آموز
  • وسیله ای است موثر برای پرورش قدرت بیان، بدن و حافظه
  • وسیله ای است موثر برای بیرون آوردن دانش آموز منزوی و خجالتی از لاک انزوا و تنهایی
  • وسیله ای است موثر برای پرورش مهارت های شنیدن، دیدن، نقد و تحلیل مسایل
  •  موثرترین وسیله برای تمرین گفت و گو است
  • دروازه ای است برای ورود به جهان کتاب، اندیشه، موسیقی، شعر، قصه و حرکات موزون
  •  وسیله ای است موثر برای تمرین خلاقیت، بداهه کاری و ساخت و پرداخت موقعیت
  •  دانش آموز را با قواعد بازی در صحنه زندگی آماده می کند
  •  وسیله ای است موثر برای ایجاد تعادل روانی در دانش آموز ( پسیکودرام یا تئاتر درمانی، اکنون به مثابه یکی از روش های رایج و موثر در درمان بیماری های روحی و روانی در مراکز درمانی، مورد استفاده قرار می گیرد.)

امید است مدیریت آموزش و پرورش ما برای یک بار هم شده خواننده این مطالب باشد و واکنش از خود نشان دهد و دیالوگ برقرار کند.
ظرفیت های زیادی در جامعه وجود دارد که وزارت آموزش و پرورش می تواند، آن ها را در جهت احیا و رشد تئاتر در مدارس جذب و به کار بندد. مرکز هنرهای نمایشی، حوزه هنری، شهرداری ها، کانون پرورش فکری کودکان و دانشگاه ها و دانشکده های تئاتری بارها آمادگی خود را برای همکاری با وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده اند اما هیچ یک تا کنون پاسخی از آن سوی دریافت نکردند.
با توجه به آن چه دارد در آغاز هزاره سوم در جهان اتفاق می افتد به نظر می رسد وقت آن رسیده که دعا کنیم نسیم تحویل هر چه زودتر بر تار و پود پیکره این وزارت خانه بوزد.
و اگر چنین شود می توانیم به وزارت آموزش و پرورش اگر بخواهد تئاتر را در مدارس احیا کند و سامان بخشد، پیشنهاد دهیم که شش بستر را برای فعالیت تئاتری فراهم آورد.
۱- چاپ نمایشنامه و مباحث تئاتری در کتاب های درسی
۲- تخصیص بخشی از زنگ هنر به موضوع تئاتر و فعالیت های تئاتری
۳- اختصاص بخشی از فعالیت های فوق برنامه به تئاتر
۴- بهره مندی از امکانات تئاتری بیرون از مدرسه
۵- بازسازی و فعال کردن سالن های موجود در مدارس
۶- اجباری کردن ساخت سالن های نمایش در برنامه های سازمان عمران و نوسازی مدارس
به نقل از سایت انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر

کودکان خلاق

مربی خلاق، کودکان خلاق پرورش می دهد!

خلاقیت، واژه ای است که این روزها بسیار این جا و آن جا به چشم ما می خورد. بسیاری از پدر و مادرها همواره در پی یافتن راه ها و مراکزی هستند که خلاقیت کودکان شان را بارور و شکوفا کنند.اما، خلاقیت براستی چیست و یک فرد خلاق چه ویژگی هایی دارد؟ چگونه می توان در مرکز پرکار و با سابقه ای چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شرایطی را فراهم کرد که پرورش خلاقیت کودکان عضو در اولویت قرار بگیرد؟
در مقاله پژوهشی زیر به این پرسش ها پاسخ گفته شده است. نویسنده این نوشته محمد حسین منتظری، برای این پژوهش عنوان پژوهشگر برتر در کانون پرورش فکری را در سال ۱۳۸۷ از آن خود کرده است و مقاله نیز به عنوان پژوهش برتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزیده شده است.
•    بررسی عوامل موثر بر رشد خلاقیت کودکان و نوجوانان کانون پرروش فکري کودکان و نوجوانان استان گلستان در سال ۱۳۸۷و ۱۳۸۸
بیان مسأله:
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در زمستان سال ۱۳۴۴ به عنوان مؤسسه ای فرهنگی و غیرانتفاعی فعالیت خود را با هدف "پرورش فکری و ذوقی و اندیشه کودکان و نوجوانان و تقویت فضایل اخلاقی و توسعه معلومات آنان از طریق مواد خواندنی و وسایل سمعی و بصری" شروع کرد.
نکته مهم پیش از رسیدن به هدف یعنی رشد خلاقیت، داشتن اطلاعات جامع از کودکان و تحلیل آن است که متأسفانه هنوز آمار دقیقی حتی برای ساده ترین مسائل کودکان در دست نیست چون کار با کودك برای بسیاری از افراد جامعه امری ساده و پیش پا افتاده انگاشته می شود.
 برای ایجاد تفکر خلاق در کودکان، باید مربی خلاق داشته باشیم تا بتواند از ابزارها و وسایل، به درستی استفاده کند. مربیانی هستند که با داشتن کمترین ابزار سعی می کنند بیشترین بهره آموزشی را برسانند. اما وسایلی هست که راه رسیدن به هدف کار را آسان می کند و وقت مربی را هدر نمی دهد و او می تواند با استفاده از برخی وسایل به بعد بالاتری از تفکر خلاق همراه با کودکان دست یابد.
این پژوهش بر آن است تا ازبررسی  حجم نمونه ۵۰ نفری، یعنی مربیان فرهنگی مراکز فرهنگی هنری کانون پرورش فکری استان گلستان عوامل موثر بر پرورش و رشد خلاقیت کودکان عضو را بشناسد و می توان گفت که مساله اصلی این است که:
 چه رابطه ای بین فعالیت های کانون پرورش فکری و خلاقیت اعضا وجود دارد؟ کارکنان این رابطه را چگونه ارزیابی می کنند؟ چه نقشی در ارائه این فعالیت ها دارند و کانون پرورش فکری شامل چه فعالیت هایی می شود؟ تعریف خلاقیت چیست؟ و چگونه می توان آن را در قالب فعالیت های کانونی تقویت کرد.

هدف اصلی:
شناخت عوامل موثر بر رشد خلاقیت کودکان و نوجوانان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان گلستان در سال ۱۳۸۸   
اهداف فرعی:
۱-  بررسی رابطه بین فعالیت دستی و رشد خلاقیت اعضا
۲-  رسیدن به پاسخ این پرسش که چه رابطه ای بین سن اعضا و رشد خلاقیت آن ها وجود دارد؟
۳-  بررسی رابطه بین برخورد خوب مربیان و رشد خلاقیت اعضا
۴-  بررسی رابطه بین فعالیت های فکری و رشد خلاقیت اعضا
۵-  بررسی رابطه بین امکانات کانون و رشد خلاقیت اعضا
روش گردآوری اطلاعات نخست بصورت کتابخانه ای و اسنادی و سپس میدانی است، که بین ۵۰ نفر از مربیان فرهنگی حجم نمونه توزیع شد. حجم نمونه و جامعه آماری با هم برابرند.
ابزار گردآوری اطلاعات: ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است.
چارچوب نظری:
پال تورنس (۱۹۹۸) در پاسخ به این پرسش که ویژگی های شخصیت، چه نقشی در خلاقیت ایفا می کنند، گفته است شخصیت هم می تواند راه خلاقیت را آسان سازد و هم مانع آن شود. ویژگی هایی مانند آمادگی برای خطر کردن، کنجکاوی و جستجوگری، استقلال اندیشه، پشتکار و پایداری، شهامت، استقلال رای، خودآغازگری، ابتکار، پرسشگری درباره موقعیت های معماگونه و درگیر شدن با امور دشوار از جمله ویژگی های آسان ساز خلاقیت به شمار می روند. او می گوید، هر عملی که ما برای تشویق این گونه رفتارها انجام می دهیم شخص را در جهت خلاقیت بیشتر سوق می دهد.
 از نظر گیلفورد (۱۹۹۸) ویژگی هایی که  از بروز خلاقیت جلوگیری می کنند، عبارتند از سلطه گری، منفی بافی، مقاومت، ترس، عیب جویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت و کمرویی.
مطالعاتی که  بارون در زمینه شخصیت افراد خلاق انجام داده است نیز نشان می دهد که آن ها در مقایسه با افراد عادی خوش بین تر و دارای انرژی روانی و جسمی استثنایی اند. زندگی آن ها پیچیده تر است و به دنبال تنش اند یا از طریق آزاد شدن آن احساس لذت می کنند. افراد خلاق، اراده قوی تری دارند و از مسایل و امور آگاهند. آنان به مسایل بنیانی علاقه مندند و تمایل زیادی به خطر کردن دارند.
نیکسون، تورنس و لی کاك، در پژوهش هایی ویژگی های دانش آموزان خلاق را چنین عنوان کرده اند:
دارای هوش کلامی و فضایی بسیار برجسته اند، هوش بالاتر از سطح متوسط دارند، دارای ظرفیت های حافظه ای فوق العاده در ثبت و نگهداری رویدادهای مختلف هستند، برای تجربه امور و فعالیت های مختلف آمادگی دارند، استقلال فکری دارند، طرز فکر انتقادی دارند، فعال هستند و رفتار مطلوب اجتماعی دارند. بیان گویا و روشن  دارند. از نوع تفکر واگرا برخوردارند، کنجکاوند، به مسایل فلسفی و مذهبی علاقه دارند، مقاومند، باجرئت، انتقاد پذیر و خستگی ناپذیرند، خود جوش هستند، صادق و ساده هستند.
  پس از ۲۲ سال مطالعه پیوسته پیرامون ویژگی های گروهی از کودکان، نوجوانان و جوانان  (یعنی از ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۵)، تورنس به این نتیجه می رسد که خمیر مایه شخصیت افراد خلاق، استقلال اندیشه و شیفتیگی فراوان آن ها در برابر مساله یا فعالیت مورد علاقه شان است.
 فرد خلاق کسی است که فکری نو ومتفاوت ارائه دهد. بنابراین احساس گریز از کانال بندی های مشخص ذهنی، همنوا نبودن با دیگران و استقلال طلبی و آزاد اندیشی می تواند پایه های تراوش تفکر خلاق و خلق آثار نو را فراهم آورد. به باور تورنس، خلاقیت شکافتن بن بست ها و دست دادن با فرداست.
هیز متذکر می شود که افراد بسیار خلاق، اغلب بطور کامل در کار خود غرق می شوند .زندگینامه افراد بسیار خلاق این نکته را مورد تأکید قرار می دهد که آن ها برای عرضه کارهای مهم، انگیزه های عالی دارند و بسیار سخت کوشند.
بدین ترتیب مجموع یافته های تحقیقی روانشناسان در مورد انسان های خلاق را می توان در ۶ دسته زیر خلاصه کرد :
۱-  آفرینش گری و هوش
۲-  آگاهی و حساسیت
۳- انعطاف پذیری و ابتکار
۴- شک گرایی و پایداری
۵- بازیگوشی فکری و شوخ طبعی
۶- ناهمنوایی و خودباوری
 پژوهش های مقدماتی پال تورنس نشان می دهد که دانش آموزان خلاق معمولاً با همگنان خود کمتر سازش می کنند، به ایده های خود بیشتر علاقه دارند و برای مقبول افتادن و پذیرفته شدن تلاش نمی کنند. آن ها به علایق شدید همکلاسی های خود نسبت به کارهای غیر درسی و غیر ضروری با شک و تردید می نگرند و هم جوش نمی شوند. امور جاری را متفاوت از دیگران می بینند. به دنبال تکالیف مشکل می روند و بیشتر جوانب مختلف هر موضوعی را به هم ربط می دهند و ترکیب می کنند.

عوامل موثر در خلاقیت:
کارل راجرز، چگونگی عوامل موثر در خلاقیت را به طریق تحلیلی بیان کرده است و در این زمینه می گوید: واضح است که خلاقیت را نمی توان با فشار بوجود آورد بلکه باید به آن اجازه داده شود تا بروز پیدا کند. او براین باور است که با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی، احتمال بروز خلاقیت سازنده را می توان افزایش داد.
تورنس شواهدی بدست آورد که نشان می داد اوج خلاقیت در کلاس دوم ابتدائی است اما به دلیل اقرار در مطابقت با دیگران معمولا از بین می رود. منحنی خلاقیت بسیاری از کودکان در حدود ده سالگی افت می یابد و آنان هرگز خلاقیت دوره نخستین کودکی را باز نخواهند یافت.
با توجه به این که آنان در این سن در مدرسه هستند نباید تاثیر خانواده، مدرسه، محتوای درسی، روش تدریس و شخصیت معلم را در افت خلاقیت کودکان ندیده گرفت. محتوای درسی یکی از عواملی است که می تواند در مدرسه، زمینه پرورش خلاقیت را فراهم کند.
کارل راجرز مطرح کرده است عوامل دیگری نیز در خلاقیت موثر هستند که اگربه درستی به کار گرفته شوند در شکوفایی خلاقیت افراد موثر خواهند بود:
•      نقش اطلاعات در خلاقیت
•      انگیزش و خلاقیت
•      خلاقیت و میزان خود پذیری
•      تخیل و خلاقیت
•      خانواده و خلاقیت
نتیجه گیری و ارائه راهکار:
می توان نتیجه گرفت که عواملی چون رفتار مناسب مربیان، امکانات موجود در مراکز فرهنگی هنری و فعالیت های دستی از جمله: کاردستی، سفالگری، نقاشی و...  در ایجاد و رشد خلاقیت کودکان و نوجوانان مان موثر است که به نوعی بین این دو نیز رابطه وجود دارد یعنی اگر امکانات نباشد فعالیت دستی نیز مفهومی ندارد و نیز نمی توان کتمان کرد که در این فعالیت ها فکر دخیل نیست. اما به دلیل این که با انجام تست هایی در این زمینه وارد حوزه روان شناسی می شدیم، در وقت انجام این تحقیق نبود.
ارائه راهکارها و پیشنهادات :
به کارگیری ابزار گوناگون فعالیت از جمله:

  • ابزار متنوع بازی، استفاده از تولیدات فیلم های متنوع
  • بهبود و تأمین فضا در مراکز فرهنگی هنری:
  • افزایش سرانه فضای کتابخانه ها، جدا سازی فضای کتابخانه از دیگر اتاق ها در کانون، به کارگیری ابزار گرما و سرمایی کم صدا یا بدون صدا، افزایش کتابخانه های سیار به منظور گسترش و تبلیغ کتابخوانی
  • افزایش تعداد نیروهای مربیان
  • تمام وقت کردن مربیان ادبی و مربیان هنری کانون
  • استاندارد سازی رفتارهای مربیان و افزایش آگاهی از نیازهای گروه های سنی مختلف از طریق دوره های پودمانی
  • بوجود آوردن فضای دوستی و عاطفی در مراکز، نخست بین مربیان و بعد بین مربیان و کودکان و نوجوانان عضو
  • افزایش فضای وب در مراکز و ایجاد ارتباط اعضا و مربیان با وب
  • شناسایی، خرید و معرفی کتاب های جدید برای اعضا
  • ایجاد فضاهای آزمایشگاهی برای مراکز
  • ایجاد مراکز زیست شناسی در مراکز فرهنگی هنری
  • ایجاد مراکز نجوم در مراکز فرهنگی هنری

نویسنده: محمد حسین منتظری، مدرس دانشگاه و مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گرگان

منابع:
دارایی، بیژن و گودرزي ، حسن  (۷۷)
بررسی رابطه بین ویژگیهاي شخصی و خانوادگی دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرستان بروجرد با خلاقیت درعلوم : شوراي
تحقیقات اداره کل آموزش و پرورش استان لرستان
احدي، حسن و فتحی اقدم، قربان (۱۳۸۵)شناخت اجتماعی در نوجوانان: تهران؛
www.fekreno.org
www.tebyan.com
پیرخائفی ، علیرضا (۱۳۸۴) خلاقیت، مبانی و روش هاي پرورش، انتشارات هزاره
ققنوس تهران، چاپ اول
پیرخائفی، علیرضا (۱۳۸۲) خلاقیت و هوش، انتشارات مهربرنا، تهران ، چاپ اول
آمابلی، ترزا (۱۳۷۷)، شکوفایی خلاقیت کودکان، ترجمه حسن قاسم زاده، پروین عظیمی. نشر دنیاي نو.
مجله رشد تکنولوژي آموزشی(۱۳۷۵)،شماره 1، سال یازدهم، .
محمدي ختامان، اصغر(۱۳۷۰) تشکیل گروههاي خلاقیت و نوآوري.
مفیدي، فرخنده (۱۳۷۲)آموزش و پرورش دبستانی و دبستان. تهران: انتشارات پیام نور، چاپ دوم.
مجله استعدادهاي درخشان (۱۳۷۴)، سال دوم  شماره ۲
بابا پور ، جلیل (۱۳۷۸) نشریه  خلاقیت، توصیف، محدودیتها و روشهاي ایجاد خلاقیت
پیوند، شماره ۲۴۱، انجمن اولیاء و مربیان
خانزادي، علی (۱۳۵۵) خلاقیت کودکان مجله پویا، کانون پرورش فکري کودکان و  نوجوانان، شماره ۵
www. elixivar. Com
سیف، علی اکبر،(۱۳۷۰) روانشناسی پرورشی؛تهران: آگاه
باباپور خیرالدین، جلیل  (۱۳۷۸)  "توصیف محدودیت ها و روشهاي ایجاد خلاقیت" ماهنامه. پیوند شماره ۲۴۱
افروز، غلامعلی ۱۳۷۸ مباحثی در روانشناسی تربیت کودکان و نوجوانان تهران انجمن اولیا و مربیان
.w.w.w. estahban. Persian blog.com
نریمانی، محمد( 1380 ) آموزش خانواده، انتشارات شیخ صفی.
بودن، آلن،( 1378 ) خلاقیت در آموزشگاه، ترجمه علی خان زاده .
مایرز، چت ،( 1374آموزش تفکر انتقادی ترجمه دکتر خدایار ابیلی، تهران : انتشارات سمت  چاپ اول
أیته محمد نژاد - فوق لیسانس علوم تربیتی مدرس دانشگاه آزاد اسلامی
کتاب مجموعه مقالات نخستین کنگره بین المللى - دانشگاه آزاد اسلامى
برات، نگین؛ (۱۳۸۶) خلاقیت ویادگیري درکودکان؛ روزنامه همشهري،سه شنبه ۲۹ مهر